فعلا گذر یه بارون سرد
هی رعدوبرق و تگرگ مگرگ
چیزی تکانم نداد امروز، سطح اینترنت را شخم زدم. عکس. نوشته.گودریان در محاقاند. یوتیوب. ساندکلود. کتاب. خودم را با سکسولوژی تکاملی خفهکردم. چرا دویست و هشتاد میلیون اسپرم تکانم نداد. فنوتیپ پرنده عسلیاب پشت نارنجی.دیده مگزین.دیوینت آرت. تلفنم برای خودش زندگی مستقلی اختیار کرده. گاهی میبینمش. تو دانشگاه رو میزم مثلا. زیر تخت. تو جیب پالتو. تئاتر آماتوری. سالن خالی بود. هرکی هرجا دلش خاص نشست.گرم بود و تاریک. خوب. میشد با خیال راحت خمیازه کشید یا دست زد زیر چونه.گودریدز.تهرانزیت. بابک احمدی. مالویچ. من از شما میپرسم. اینا همش دروغه؟ من به شما علاقه دارم. اینا اتفاقیه؟ اوضا بهتر میشه. اوضا بهتر میشه ؟
نوشته شده در memo
-Watson! What is that medical term for obsession ?
-
- I feel…
-
-you see… that… I must lay to rest…the ghost ,which has haunted me for some time.
-:/
Sherlock Holmes , Granada series S07E05.
به جای کلمه
درکشان میکنم
وقتی بهجای اینکه پای وردپرس دنبال کلمات بگردن و آخرش چیزیهم دستگیرشون نشه
به جای زل زدنهای متمادی به خط تنبلی که ظاهر و غایب میشه
به جای کلمه ، آه یا اشک
بیرون میروند و سیگاری میگیرانند
نوشته شده در memo
این گنج کوچکی است که امروز کشفاش کردم. وقتی بخوانیدش که آرام و راحت باشید:
هرکس که زنی را در آغوش میگیرد، آدم است
و زن حوّاست
و همهچیز برای اولین بار اتفاق میافتد…
ستایش مر عشق را که در آن مالک و مملوکی نیست
که هر دو تسلیم شدهاند
ستایش مر کابوس را که نشانمان میدهد انسان به آفرینش دوزخ چقدر تواناست
هرکس بر قایقی سوار است بر گنگ سفر میکند
هرکس به ساعت شنی مینگرد فروپاشی امپراطوری را میبیند
و هرکس با خنجری بازی میکند مرگ سزار را پیشگویی میکند…
در صحرا ابولهول را می بینم ، که تازه تراشیده شده است
گرچه که زیر نور آفتاب چیزی قدیمیتر از آن نیست.
همه چیز به گونهای ازلی برای اواین بار اتقاق میافتد
و هرکس که این کلمات را میخواند، خودش آنها را ابداع کرده است.
شعر از بورخس است و ترجمه انگلیسی آن اینجاست(+)
صبحِ نیمه جونِ سردی بود و بارون سنگین می بارید.
دستهامو که از دیشب زخمی و کثیف بود از هم باز کردم ،حالت اینکه بخوای کسی رو بغل کنی
تا چشم کار میکرد همه جا سبز بود
و قطره های آب روی دستام سوزش خفیفی داشت.
همین.
این تنها باری بود ، در تمام عمرم ، که احساس کردم ، کاملا آزادم.
Closing Time
Why art thou silent and invisible
?Father of jealousy
Why does thou hide thyself in clouds
?From every searching Eye
Why darkness and obscurity
?In all thy words and laws
That none dare eat the fruit, but from
The wily serpents jaws
…
Oh why was I born with a different face
Why was I not born like the rest of my race
When I look, Each one starts
When I speak, I offend
Then I’m silent and passive
and lose every friend
William Blake : Listen
Status

I am so ashamed of my disappointment .
نوشته شده در Uncategorized





